تبليغاتX
یه برگ از بهار - دوران دوری

یه برگ از بهار

کوتاه و عاشقانه

دوران دوری


شنبه 19 اردیبهشت1388- 6:56 PM - آرش

نوشته های منتخبی از یک سال دوران غیبت در " یه برگ از بهار "

کوتاه تر

پیام کوتاه های کوتاه.
جمله های دو کلمه ای:
دارم می خوابم.
درس می خونم.
و جواب های کوتاه من:
بیدار می مونم.
فکر می کنم.

جمله های کوتاه شما
همچنان کوتاه کوتاهند.
کوتاه تر از عمر این دوستی
کوتاه تر از یک رابطه
کوتاه تر از آنکه بشود
در یک جمله کوتاه
گفت :
دوستت دارم.

کوتاه

بارش های زمستانی چشمانم در فصل های دور از تو و چشمان خیس تو با آن خط های سیاه سرازیر شده از گوشه چشمانت در بهارهای کوتاه زمستان زده

"  "

عاشقی قرار کوچک من با چشمان توست.

سرخ

به آغوشم میهمان می شوی
زخمهای دلتنگی مداوا می کنی
سر روی قلبم می گذاری
شقایق می شوم.
سرخ می شوم.

رویاهای ابری

در صبحی ابری از بهار
قدم می زنم در میان باد
نفس می کشم در بوی نم باران
راه می روم
و خاطراتت را خواب می بینم

سیم ها

از این سر تا آن سوی کیلومترها سیم
از اینجا تا فرسنگها دورتر
معجزه سیمهای وفادار
اندکی غم فاصله ها را کم می کند.
اینجا تو را در آغوش می گیرم
تو آنجا داغ می شوی
مست می شوی
می خوابی.

زمستان

زمستان سختی است. ما به زور کرسی و شلغم زنده ایم. همه امیدمان اینست که بالاخره آخر زمستان دوباره بهار می آید. دوباره بهار می آید…

+ |