گاهی که دلت به یاد خاطرات شبنم زده دوران عاشقانه مان میفته دم غروب روی شیشه توی خونه خیس میشه.انگار هر روز بعد از باران پشت شیشه با هوای گرم خاطراتمون ها می کنی.
میپرسی در غیابت چه کردم؟ غیبتت؟ تو در من بودی! با چمدانت در پیاده روهای ذهنم راه رفته یی! ویزای تو پیش من است و بلیط سفرت! ممنوع الخروجی از مرزهای قلب من ممنوع الخروجی ازسرزمین احساسم!