چهارشنبه 22 اسفند1386- 6:12 PM - آرش
همچنان شبها تا سحر
از این کوی به آن کوی
از این شهر به آن شهر
مثل سگ پا سوخته
به دنبال یک تکه رفاقت
پرسه می زنم.
+ |
چهارشنبه 22 اسفند1386- 5:54 PM - آرش
نشانی خانه شما
همین اولین فرعی
انتهای کوچه دوستی
در مرکز قلبم است.
دیگر امروز نصف شهر آدرس سر راست خانه ات را می دانند
و تو باز راه خانه گم می کنی ؟
+ |
+ |
پنجشنبه 2 اسفند1386- 8:45 PM - آرش
داغ و آتشین٬
جانانه٬
و چه پروانه ای٬
در آغوشت
شعله ور می شوم.
+ |
+ |
پنجشنبه 2 اسفند1386- 8:36 PM - آرش
آسمان شمعدانی ها پروانه ها در بی تابی دانه ها از شب خاک من چند روز مانده به تو
بارانی است.
تولد غنچه هایند.
به روشنای آسمان رسیده اند.
تو را دیده ام.
+ |