جمعه 28 دی1386- 3:24 PM - آرش
در این سوز سگ کش
زیر برف میامدم پشت پنجره خانه تان
مثل سگ پا سوخته از سرما پا به پا می شدم.
با سنگ می زدم به شیشه اتاقت
تو می فهمیدی اما، محل سگ نمی دادی.
+ |
+ |
جمعه 21 دی1386- 0:12 AM - آرش
دو سال تابم می دادی و تاب می خوردم.
هی می رفتم تو دل آسمون و برمی گشتم زمین
با نیروی تو پرواز می کردم تا آسمون
ناگهان
امروز
پشتم خالی شد.
+ |
دوشنبه 17 دی1386- 2:56 PM - آرش
آخر شب آمدی و دم سحر رفتی
آمد و رفتت از چرت قبل از ظهر هم کوتاه تر بود.
آنچه برایم گذاشتی تنها داغی نفسهایت پشت گوشم است.
+ |
دوشنبه 17 دی1386- 2:37 PM - آرش
هر چه خواب ها قشنگ تر باشند
وقت بیداری
بیشتر دلت خواهد گرفت.
+ |
جمعه 14 دی1386- 9:25 AM - آرش
مثل زن حامله مدتها متنی در ذهنت وول خورده و آن را با خودت این سو و آن سو برده ای.اما وقتی که فکر را خوب نمی آفرینی و نوشته ای کج و کوله در می آوری کودکت را بعد از این همه سختی باید سقط کنی و نوشته ها را با بی رحمی پاک می کنی.
+ |
دوشنبه 10 دی1386- 7:6 PM - آرش
سه سال تمام به بهانه تنظیم آنتن از پشت بام تماشایت می کردم. مادر بیچاره ام هر چه از پایین فغان می کرد تصویر تغییری نمی کرد. آخر من روی پشت بام کانال خودم را داشتم. عمری اهل خانه همه جا را برفکی میدیدند چون من اصولا سیم آنتن را خراب کرده بودم.حالا به گمانم مادرم مرا نفرین عجیبی کرده است.تو عزیز دل رفته ای و من گاهی که تو را در خواب میبینم تصویرت مبهم و سیاه و سفید و برفکیست.
+ |
دوشنبه 10 دی1386- 6:54 PM - آرش
قبل تر ها شب هر قرار خوابت را می دیدم.
اما حالا دیگر مدتیست که خوابهایم تعبیر نمی شوند.
+ |
جمعه 7 دی1386- 11:1 PM - آرش
بزن:
تلگراف گران است، نقطه
تلگرافخانه دور است، نقطه
برگرد، نقطه
از همانروز که چادر فخرالزمان را گرفته بودی و نگاهم کردی و من تا ته بابهمايون دنبال تهماندهی نگاه تو و چادر فخرالزمان دويدم و خانهتان را ياد گرفتم و همان شد که هرشب نصف مواجب خياطخانهام میرفت پای دو قران کرايهی دوچرخه و میآمدم تا ته بابهمايون و ربعساعت معطل آمدنت میماندم و به غمزه نگاهم میکردی و میخنديدی و میرفتی و میرفتم... تا حالای روزگار کجمدار، سهم من همين حسرت آمدنت بوده، نقطه
برگرد، نقطه
از لانگ شات
+ |
جمعه 7 دی1386- 1:16 PM - آرش
ترانه های تک.
ترانه های تنهایی.
تک بیت ها ی تنهایی
تنهایی های با ترانه
ترانه های تنهایی.
تنهایی ها در تک ترانه ها.
+ |
شنبه 1 دی1386- 8:25 PM - آرش
کلی داستان نوشتم.
آخر قصه ها کلاغه به خونش رسید.
اما غصه گو به یارش نرسید.
+ |