تبليغاتX
یه برگ از بهار

یه برگ از بهار

کوتاه و عاشقانه

جنایت


پنجشنبه 31 خرداد1386- 5:5 PM - آرش

اگر شکستن قلب افراد دیدنی بود حتما آن لحظه که ترکش کردی خون از قلب مجروحش فواره میزد و میپاچید توی صورتت. آنوقت با سر و صورتی خونی شبیه جانی ها بودی و حتما شکستن قلب افراد جرم بزرگی بود.

+ |


تولد


دوشنبه 21 خرداد1386- 9:43 PM - آرش

اون شب بعد از ۲۰ سال تنهایی خانمی که پیر مرد او را به شام دعوت کرده بود سر میز به پیرمرد گفت: من تازگی ها به شما علاقه مند شده ام.
پیرمرد که بعد از سالها تنهایی قلبش طاقت این حجم از خوشحالی را نداشت همان شب سکته کرد و مرد.

 

+ |


فرضیه


شنبه 19 خرداد1386- 4:52 PM - آرش

آنقدر از رابطه محبت و جوانه زدن گلهای توی گلدون آپارتمان و توجه به گلها و شادابی بیشتر اونها گفتی که مجبور شدم یواشکی یک بسته بذر گل آمریکایی خالی کنم گوشه گلدون که یک هفته بعد کنارش کلی گل در بیاد و این فرضیه بهت ثابت بشه که محبت روی گیاهان هم اثر داره بلکه این فرضیه را روی ما هم آزمایش کنی.

+ |



سه شنبه 15 خرداد1386- 1:15 AM - آرش

به عکسهای بی ادبی دختره اروپایی نگاه میکرد.
میگفت عاشق شده.
عاشق لبخند دختره.

+ |


لذت


دوشنبه 14 خرداد1386- 10:47 AM - آرش

من یک سالاد.
شما یک پرس چلو کباب.
شما با اشتها میل می کنید.
من تماشا می کنم.

تماشای غذا خوردن شما
لذتی دارد که از خوردن بیشتر است.

+ |


گلابی


پنجشنبه 10 خرداد1386- 9:52 AM - آرش

خاطرت هست ؟
خاطرت هست که تا یارو عاقده گفت: خانم عفت چمن گلی آیا وکیلم، تو نذاشتی حرف یارو تموم بشه و مثل خری که بهش گلابی داده باشند ذوق کردی و نیشت باز شد و بعله را گفتی ؟
اون روزها بد جور خاطر خوام بودی.

+ |


رهگذر


یکشنبه 6 خرداد1386- 6:20 PM - آرش

کوچ ییلاقی نگاه های خیست به قلبم را چه جدی گرفته بودم
که چشمانت بارانی آسمانی دیگر بود
و کوچ کوتاهت به دلم، آرامشی بود برای بازگشت به سرزمین دلدار.

آهای رهگذر!
جاده هم دل داره.

+ |