تبليغاتX
یه برگ از بهار

یه برگ از بهار

کوتاه و عاشقانه

مصاحبه دوم روزنامه ایران با محمد صالح علا


دوشنبه 28 فروردین1385- 11:19 PM - آرش

درباره دوستى با محمد صالح علاء:
تمساحى با يك شاخه
گل سرخ
207699.jpg
درست نمى دانم درباره محمدصالح علاء بايد چه بنويسم. بگويم او كارگردان تئاتر و تلويزيون است يا يك مجرى موفق در راديو يا يك ترانه سرا يا بازيگر. اما بيش از اينها او يك پديده است . در نگاه به زندگى و در دوست داشتن ديگران و اين بهانه خوبيست براى اينكه با او درباره دوستى صحبت كنيم.
تأثيرگذاران بر محمد صالح علاء
بيژن
او تأثير شگفت انگيزى بر من گذاشت. نگاه مرا به هنر تغييرداد. نگاهش به مذهب، انسان و گرايش به زندگى بى نظير بود. اميدوارم بيش از اين نخواهى درباره بيژن توضيح بدهم چون نمى توانم.
مهدى اخوان ثالث
خيلى جوان بودم كه با مهدى اخوان ثالث در تلويزيون آشنا شدم. او «درودى، سلامى، بدرود» را مى ساخت و من «لحظه» را. حرف هاى او روى من تأثيرى نداشت اما رفتار انسانى اش به شدت بر من مؤثر بود.
پدرم و مادرم
آنها سعى كردند مرا طورى تربيت كنند كه آدم شريفى باشم. درموضوع دوست داشتن، انسان و اينكه ديگران را پا و تن خودم بدانم بر من تأثير گذاشتند.


ادامه مطلب

+ |


خوشی


دوشنبه 28 فروردین1385- 2:35 PM - آرش

یه ابر غلیظ بهاری که با حال من جوره
و یه دیوان حافظ که هی باز کنی، بخونی و حال کنی.

گاهی چه آسون میشه خوش بود.

+ |


دیوار


دوشنبه 28 فروردین1385- 8:11 AM - آرش

وقتی دور خودت دیوار کشیدی تا منو نبینی،
حواست بود که دیگه هیچ جا رو نمی بینی؟

+ |


چند قطره


دوشنبه 28 فروردین1385- 8:9 AM - آرش

وقتی دلت چند قطره غمدار میشه
دل من مثل یه اقیانوس طوفانی میشه

+ |


نوشتن


جمعه 25 فروردین1385- 7:41 PM - آرش

بعد از اون همه عاشقانه نوشتن ها حالا ديگه مدتيست که نوشتن، اين عادت دوست داشتني را از دست داده ام.
عاشقانه ها را براي یار مي نوشتم و ذوق همه نوشته ها از يک لبخندش بود.
اما حالا که یار رفته حداقل نباید نوشتن را هم از دست بدهم.گرچه همه نوشته هام براي يار بود اما کلي خواننده داشتند. در يک وبلاگي با دامنه اختصاصي و تاسيسات مووبل تايپ و هزار آداب مي نوشتم که پس از هجران يار همه نوشته هام در پيش آمدي غريب از روي فضايم پاک شدند. احتمالا نوشته ها خودشان تصميم به رفتن گرفته بودند.

+ |


عاقبت


چهارشنبه 23 فروردین1385- 5:32 PM - آرش

با دوست عشق ریباست، با یار بیقراری
از دوست درد ماند و از یار یادگاری.

+ |


تیر خلاص


سه شنبه 22 فروردین1385- 5:46 PM - آرش

امروز ۱۷ بهمن که مادرش بعد از پنج سال تیر خلاص رو زد، من توی اتوبوس گلوم بد جوری میسوزه و چشام بی صدا گاه به گاه خیس میشن. نه برای خودم. برای اون که خیلی مظلومه. خیلی مظلوم. از بابت درد جانکاهی که او در سکوت تحمل می کنه . بعد از این کی دست به موهاش میکشه تا مثل بچه گربه خمار بشه؟ بعد از این سرشو رو دوش کی میزاره؟ بعد از این ...
باز داره گلوم میسوزه !

+ |


آتش تو


سه شنبه 22 فروردین1385- 10:23 AM - آرش

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
آزمودم دل خویش را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد

حافظ

+ |


به نام ...


سه شنبه 22 فروردین1385- 10:20 AM - آرش

به نام سراینده شمعدانی های صورتی.

+ |